تبلیغات
دلم خیسه از حس بارون شدن - خدا همیشه اینجاست
دلم خیسه از حس بارون شدن
دلهایتان را با نوای شعر و موسیقی آشنا کنید
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
یک متن خیلی قشنگ درباره ی گفت و گوی خدا و انسان از سایت یکی از دوستان خوندم که دلم نیومد برای شما نذارمش. smile
آدرس وبلاگ این دوست عزیز در آخر متن ذکر شده.  حالا برید توی ادامه ی مطلب و بخونیدش


             
          

خدا به من گفت :                          
دوست داری با من صحبت کنی؟

 پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید

 خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

 من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

 خدا جواب داد:

 اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

 اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا

سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند

 -اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه درآینده زندگی می کنند.

اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند

 دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

 سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در  زندگی بیاموزند؟

 خدا پاسخ داد:


- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام

 دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

 اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم

 باشد تا این زخمها التیام یابند

 یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است

اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.

با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم  هست که دوست

 داشته باشید آنها بدانند؟

  خدا لبخندی زد و گفت:

  فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه "

اینم آدرس اون وبلاگی که گفتم:




نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 5 خرداد 1391 :: نویسنده : ghasedak


درباره وبلاگ

این وبلاگ برای من راهی برای بیان احساسمه. دوست دارم از این طریق بخشی از احساس و عواطف و عقایدم رو در اختیار کسانی بگذارم که با من ارتباط دارند.
مدیر وبلاگ : ghasedak
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد حق طلاق برای خانم ها چیست؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس