تبلیغات
دلم خیسه از حس بارون شدن - داستان ها و پندها
دلم خیسه از حس بارون شدن
دلهایتان را با نوای شعر و موسیقی آشنا کنید
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
سلام من اومدم. این چند روزی که هیچ مطلب جدیدی نذاشته بودم بره امتحانا بود. خدارو شکر امروز یکم وقت آزاد دارم. راستی واقعا از این که نظر میدین ممنونم.
خوب چی میشه منو خوشحال کنید و یه ذره نظر بدین؟؟؟
 
این داستان یکی از داستان های کتاب پندهای قندپهلو هستش. من خیلی دنبال این کتاب گشتم اما پیداش نکردم این داستانم از تو اینترنت پیدا کردم . اگه میدونین چه جوری می تونم پیداش کنم حتما بهم بگین. پس نظر فراموش نشه هااااااا






مرد کور:

روزی مرد كوری در كنار خیابان نشسته بود وكلاه وتابلویی در كنار پایش قرار داده بود .روی تابلو خوانده می شد: من كور هستم به من كمك كنید .
یك روزنامه نگارخلاقی از آن جا رد می شد دیددر كلاه چند سكه بیشتر نیست تابلو را برگر داند وروی آن چیز دیگری نوشت ورفت .عصر آن روز روزنامه نگار برگشت ومتوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه واسكناس است.مرد كور از صدای پای خبرنگار او را شناخت. واز او پرسید چه روی تابلو نوشته است روزنامه نگار گفت كه چیز مهمی نبوده است.اما او روی تابلوی او نوشته بود: امروز بهار است ولی من نمی توانم آن را ببینم!!!!!


پند:

وقتی نمی توانید كارتان را پیش ببرید شیوه خود را تغییر دهید خواهید دید بهترین ها ممكن خواهد شد،باور داشته باشید هر تغییر ،بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای كوچكترین اعمالتان از دل،فكر،هوش وروحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است............





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : ghasedak


درباره وبلاگ

این وبلاگ برای من راهی برای بیان احساسمه. دوست دارم از این طریق بخشی از احساس و عواطف و عقایدم رو در اختیار کسانی بگذارم که با من ارتباط دارند.
مدیر وبلاگ : ghasedak
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد حق طلاق برای خانم ها چیست؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس